سخن بزرگان

خرید بک لینک

بيانات امام خامنه ای در ديدار فرماندهان گردانهای بسيج

بسماللهالرّحمنالرّحيم (۱)
الحمدلله ربّ العالمين و الصّلاه و السّلام علی سيّدنا محمّد و آله الطّاهرين سيّما بقيّهالله فی الارضين و لعنه الله علی اعدائهم اجمعين.

خيلی مشرّف فرموديد برادران و خواهران عزيز و اين حسينيّه را با نفسهای گرم خودتان و دلهای پرمحبّت خودتان و بخصوص با بيانات سرداران عزيزمان -جناب آقای جعفری و جناب آقای نقدی- معطّر کرديد به عطر بسيج. عطر بسيج را بايد درک کرد، بايد استشمام کرد، بايد حقيقت اين پديدهی عجيب و مبارک را بدرستی فهميد. يادبود روز تشکيل بسيج را هم به همهی شما تبريک عرض ميکنيم و اميدواريم انشاءالله که يکايک شما برادران و خواهران و همچنين کسانی که تحت فرماندهی شما هستند، مشمول رضای حضرت بقيّهالله (ارواحنا فداه) باشيد، از شما راضی باشند، شما را دعا کنند و انشاءالله در دنيا و آخرت با اين انوار مقدّسه در دلتان، با جسمتان، با جانتان محشور باشيد.

چند مطلب را با استفاده از اين فرصت ما اينجا عرض ميکنيم. يک مطلب اين است که پديدهی بسيج، يک پديدهی ابتکاری است؛ نه به اين معنا که در کشورهای ديگر و در جاهای ديگر، نيروهای مقاومت مردمی وجود نداشتند؛ چرا، اينها را ميدانيم لکن نيروهای مقاومت در کشورهای مختلف دنيا -در غرب و شرق و مانند اينها- معمولاً مربوطند به دوران اختناق، دوران فشار، دوران مبارزات؛ بعد از آنکه دوران مبارزات تمام شد، حالا يا خود اين گروههای مقاومت به قدرت رسيدند يا ديگران با کمک اينها به قدرت رسيدند، اين نيروی مقاومت تمام ميشود و اين تشکيلات مردمی به پايان ميرسد؛ در دنيا اينجور است؛ کسانی که با مقاومتهای مردمی در آفريقا، در اروپا، در آسيا، در کشورهای مختلف آشنا هستند ميدانند. در دورهی فرض بفرماييد تسلّط فرانسویها بر الجزائر، خب گروههای مردميِ مقاومت تشکيل شد، سالها هم جنگيدند -شايد حدود هشت سال، ده سال، جنگ شديد داشتند- سختیهای زيادی هم متحمّل شدند لکن بعد که دولت انقلابی تشکيل شد، ديگر از اين گروهها خبری نبود؛ بعضیشان به قدرت رسيدند، بعضیشان حزب تشکيل دادند، [ولی] چيزی به نام گروه مقاومت باقی نماند. يا مثلاً در فرانسهی دوران اشغال آلمان، گروههای مقاومت بودند -چپ، راست، ميانه- خيلی هم ميجنگيدند لکن بعد از آنکه اشغال برطرف شد و حکومت تشکيل شد، ديگر از گروهها خبری نبود؛ تمام شد، ميرفتند. عرض کرديم، يا به قدرت ميرسيدند -که همانهايی که به قدرت ميرسيدند، به آفات قدرت هم دچار ميشدند؛ اين را بنده بالعيان در بعضی از کشورها ديدم؛ همان کسانی که در سنگرهای سخت، روی خاک، روی زمين، چند سال مبارزه کرده بودند تا به حکومت رسيده بودند، بعد در دوران حاکميّتشان همانجور رفتار ميکردند که مثلاً فرماندهی پرتغالی که قبل از اينها بر اين کشور حاکم بود رفتار ميکرد؛ رفتار اينها هم مثل رفتار آنها بود، فرقی نميکرد؛ هدف از مبارزه رسيدن به قدرت بود؛ اين را بنده در موارد متعدّدی خودم مشاهده کردم- و به اين شکل ميشد و در واقع تبدّل ماهيّت ميدادند؛ يا نه، ديگران به قدرت ميرسيدند، اينها مثلاً حزب تشکيل ميدادند؛ مثل بعضی از احزابی که در همين کشورها هست که آن حزبها هم در واقع مبارزهشان مبارزهی برای رسيدن به قدرت بود. الان احزاب غربی و به تبع آنها احزاب در همهی دنيا، هدفشان رسيدن به قدرت است؛ يعنی يک حزب مبارزه ميکند برای اينکه دولت را در اختيار بگيرد؛ بعد آن حزبِ ديگر مبارزه ميکند تا دولت را از دست اين دربياورد. يعنی امروز احزاب -آنچه بهعنوان حزب در دنيا ناميده ميشود- در واقع بستری برای رسيدگی به مفاهيم و معارف عاليهی مورد اعتقاد آن حزب نيست، مثل آن چيزی که ماها در اوّل انقلاب از حزب در ذهنمان بود، امروز در دنيا اين نيست؛ هدف اين است که يک گروهی باشند -مثل يک باشگاهی يا يک مجموعهای- که تلاش کنند خودشان را برسانند به قدرت؛ بعد که رسيدند به قدرت، همان آش و همان کاسهی حکومت قبلی است؛ تفاوتی نميکند. بنابراين گروههای مقاومت، با پيروزیها حل ميشدند، آب ميرفتند، تمام ميشدند. اينکه گروههای مقاومت، مثل يک جريان ممتد، مثل يک شطّ جوشان، در دوران پيروزی بمانند و روزبهروز بالندهتر بشوند، آگاهیهايشان بيشتر بشود، در ميدانهای مختلفی که کشور به آنها احتياج دارد بهطور متشکّل شرکت کنند، از لحاظ کمّيّت و از لحاظ کيفيّت توسعه پيدا کنند، به مفاهيم جديد دست پيدا کنند، در نبردهای نوتولّديافته بتوانند نقش ايفا کنند، آنچنانکه بسيج ما است، اين در دنيا بیسابقه است؛ چنين چيزی در دنيا سابقه ندارد.

اين هم هنر امام بود؛ امام (رضواناللهعليه) بسيج را تشکيل داد از متن مردم. بسيج، چيزی جدای از مردم نيست؛ بسيج، همين انسانهای موجود در اقشار مختلف مردمند -در دانشگاهند، در مزرعهاند، در بازارند، در دستگاههای گوناگون مسئول و غيرمسئولند- امّا بسيجیاند، جزو مجموعهی بسيجند. بسيج در واقع يک انتخاب ويژه از ميان آحاد ملّت است؛ يک نماينده از مجموعهی ملّت است؛ بسيج اين است. اين را امام (رضواناللهعليه) تشکيل داد و روزبهروز توسعه پيدا کرد؛ از آنها چيزهای عجيب و عظيم و برجستهای بُروز کرد. خيلی از اين سرداران سپاهی ما -که يا شهيد شدند، يا زندهاند بحمدالله، که از آنها چيزهای شگفتآوری میشنويد يا ميخوانيد در نوشتهجات- اينها بسيجیاند؛ اينها اوّل بهعنوان بسيج وارد شدند، موظّف نبودند؛ بهعنوان بسيجی وارد ميدان دفاع مقدّس شدند و استعداد اينها بُروز کرد و تبديل شدند به سرداران بزرگی مثل شهيد باقری، مثل شهيد کاظمی، مثل شهيد بروجردی و ديگران و ديگران و ديگران؛ اين در عرصهی جنگ. در عرصهی علم هم همينجور؛ بسياری از اين افرادی که در عرصهی علم و فنّاوری کارهای بزرگ انجام دادند، يا سابقهی بسيجی دارند، يا خودشان الان بسيجیاند؛ ولو اسمشان هم در فهرست سازمان بسيج نوشته نشده باشد، [ولی] خودشان را بسيجی ميدانند؛ همين شهدای هستهای -رضايینژاد، احمدیروشن، شهرياری، علیمحمّدی، ديگران، ديگران- همانهايی که در مسائل فنّی فوقالعادهی هستهای نقشآفرينی کردند که ما اينها را از نزديک ديدهايم، اينها همه در واقع عناصر بسيجند. بسيج تعريف مشخّصی دارد: آحاد مردمی، که با هدف والای الهی و با روحيّهی خستگیناپذير، وسط ميدان، هرجايی که لازم باشد حضور پيدا ميکنند، استعداد خودشان را بُروز ميدهند، آنچه دارند در صحنه ميگذارند، و از خطرات اين راه هم نميترسند؛ يعنی جانشان را کف دست گرفتهاند. خب اين حرف، در گفتن آسان است که «فلانی جانش را کف دستش گرفته» امّا در عمل به اين آسانی نيست. بسيجی آن کسی است که برای اين کار دشوار -يعنی بذل جان، حتّی بذل آن چيزهايی که از جان گاهی عزيزتر است- آمادگی دارد؛ اين معنای بسيج است. اين از اختصاصات کشور ما است، اين مخصوص انقلاب اسلامی، و مربوط به جمهوری اسلامی است.

پورتال بروز میکائیل عقربی ...

ما را در سایت پورتال بروز میکائیل عقربی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 32 تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 6:27

صفحه بندی